zeremoniell
تشریفاتی، آیینی، رسمی
Bedeutungen
1
مربوط به مراسم، تشریفات یا آیینهای خاص؛ رسمی و با آداب و رسوم.
- Die Hochzeit hatte einen sehr zeremoniellen Charakter.این عروسی ماهیتی بسیار تشریفاتی داشت.
- Es gab eine zeremonielle Begrüßung für den Staatsgast.استقبالی رسمی از مهمان دولت به عمل آمد.
- Die Übergabe der Urkunde erfolgte in einem zeremoniellen Rahmen.اعطای گواهی در یک چارچوب تشریفاتی انجام شد.