zerfahren
له کردن (با وسیله نقلیه)، خراب کردن (سطح زمین)
Beispiele
- Die Baufahrzeuge haben die Auffahrt zum Baugrundstück völlig ''zerfahren.وسایل نقلیه ساختمانی ورودی به محل ساخت و ساز را کاملاً خراب کردهاند.
- Die Vögel picken eifrig an den auf der Überholspur ''zerfahrenen'' Früchten.پرندگان با اشتیاق میوههای له شده روی خط سبقت را نوک میزنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با رانندگی (مکرر) خراب کردن، از بین بردن (جاده، مسیر، زمین)
- Die schweren Lastwagen haben die Straße zerfahren.کامیونهای سنگین جاده را خراب کردهاند.
- Der Acker war durch die vielen Fahrzeuge völlig zerfahren.زمین کشاورزی به دلیل وسایل نقلیه زیاد کاملاً خراب شده بود.