zerfahren

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈfaːrən/
Wortzerlegung: zer·fah·ren
فعل

له کردن (با وسیله نقلیه)، خراب کردن (سطح زمین)

Beispiele

  • Die Baufahrzeuge haben die Auffahrt zum Baugrundstück völlig ''zerfahren.وسایل نقلیه ساختمانی ورودی به محل ساخت و ساز را کاملاً خراب کرده‌اند.
  • Die Vögel picken eifrig an den auf der Überholspur ''zerfahrenen'' Früchten.پرندگان با اشتیاق میوه‌های له شده روی خط سبقت را نوک می‌زنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با رانندگی (مکرر) خراب کردن، از بین بردن (جاده، مسیر، زمین)

  • Die schweren Lastwagen haben die Straße zerfahren.کامیون‌های سنگین جاده را خراب کرده‌اند.
  • Der Acker war durch die vielen Fahrzeuge völlig zerfahren.زمین کشاورزی به دلیل وسایل نقلیه زیاد کاملاً خراب شده بود.