فعل
رشته رشته شدن، نخ نخ شدن، پوسیدن (پارچه)
معانی و تعاریف zerfasern:
- رشته رشته کردن، الیاف الیاف کردن، پاره پاره کردن (پارچه، کاغذ و غیره)
- رشته رشته شدن، الیاف الیاف شدن، از هم پاشیدن (پارچه، چوب و غیره)
جملات نمونه برای zerfasern:
„Er trug Jeans, die so alt und ausgewaschen waren, dass sie fast weiß aussahen und an den Knien löchrig und ''zerfasert'' waren.“
شلوار جین او آنقدر قدیمی و رنگ و رو رفته بود که تقریباً سفید به نظر میرسید و در قسمت زانوها سوراخ و نخ نخ شده بود.
Die Maschine zerfasert das Altpapier.
دستگاه کاغذ باطله را رشته رشته میکند.
Er zerfasert das Seil mit seinen Händen.
او طناب را با دستانش رشته رشته میکند.