Deklinierte Form
پارهپارهشده؛ تکهتکه شده
معانی و تعاریف zerfetzten:
- پاره کردن یا از هم دریدن چیزی به قطعات کوچک و نامنظم، اغلب با خشونت یا نیروی زیاد.
جملات نمونه برای zerfetzten:
Der Sturm zerfetzte das Segel des Bootes in Sekundenschnelle.
طوفان در عرض چند ثانیه بادبان قایق را پاره پاره کرد.
Der wütende Hund zerfetzte den alten Teppich.
سگ خشمگین فرش کهنه را از هم درید.