zerfrässen

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈfrɛsn̩/
Worttrennung: zer·fräs·sen
Wort

می‌خوردند، می‌پوسیدند (شکل اول و سوم شخص جمع وجه شرطی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

توسط حیوانات یا مواد شیمیایی به شدت خورده شدن و از بین رفتن، به طوری که ساختار آن کاملاً تخریب شود.

  • Die Säure zerfrässen das Metall langsam, bis es zerfiel.اسید فلز را به آرامی خورد تا از هم پاشید.
  • Die Ratten hatten die Vorräte vollständig zerfrässen.موش‌ها آذوقه را کاملاً خورده بودند.