صفت
ریش ریش شده، نخ نما شده، ساییده شده
جملات نمونه برای zerfranst:
„Es war prall, ''zerfranst'' und wirkte mit dem dunkelroten Ledereinband wie ein uralter Schatz.“
«این پارچه پر بود، ریش ریش شده بود و با جلد چرمی قرمز تیره مانند یک گنج باستانی به نظر میرسید.»