Konjugierte Form
آنها هدایت کردند (در گذشته)
معانی و تعاریف zerfuhren:
- اشاره به از دست دادن نظم، ساختار یا انسجام یک سیستم، سازمان یا وضعیت، به طوری که به حالت آشفته و نامنظم درآید.
جملات نمونه برای zerfuhren:
Nach dem plötzlichen Rücktritt des Chefs zerfuhr die gesamte Abteilungsstruktur.
پس از استعفای ناگهانی رئیس، کل ساختار بخش از هم گسیخت.
Die wirtschaftliche Krise ließ die sorgfältig aufgebaute Ordnung zerfahren.
بحران اقتصادی باعث از هم پاشیدن نظم با دقت بنا شده شد.