فعل
خشمگین کردن، تحریک کردن، آزار دادن
معانی و تعاریف zergen:
- کسی را با شوخی یا اذیت کردن، آزار دادن یا تحریک کردن.
جملات نمونه برای zergen:
Er ''zergt'' mich immer!
او مدام مرا اذیت میکند!
Die Kinder zergen sich oft gegenseitig auf dem Spielplatz.
بچهها اغلب در زمین بازی همدیگر را اذیت میکنند.
Er zergte seinen Freund mit kleinen Neckereien.
او دوستش را با شوخیهای کوچک دست میانداخت.