zerhäckseln
خرد کردن، تکه تکه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zerhäckseln)
بریدن یا پاره کردن چیزی به قطعات بسیار کوچک، اغلب با استفاده از دستگاه.
- Der Häcksler zerhäckselt Äste und Zweige zu kleinen Schnitzeln.دستگاه خردکن، شاخهها و قلمهها را به خردههای کوچک خرد میکند.
- Die Küchenmaschine zerhäckselt das Gemüse in Sekundenschnelle.دستگاه غذاساز سبزیجات را در عرض چند ثانیه خرد میکند.