zerkörnen

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈkœʁnən/
Worttrennung: zer·kör·nen
فعل

به صورت دانه‌دانه درآوردن، گرانول کردن، پودر کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zerkörnen)

چیزی را به دانه‌های کوچک، ذرات ریز یا گرانول تبدیل کردن؛ خرد کردن به شکل دانه.

  • Die Maschine zerkörnt das Plastik für das Recycling.دستگاه پلاستیک را برای بازیافت به صورت دانه‌دانه درمی‌آورد.
  • Das Salz wurde zu feinen Körnern zerkörnt.نمک به دانه‌های ریز خرد شد.