zerkörnen
به صورت دانهدانه درآوردن، گرانول کردن، پودر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zerkörnen)
چیزی را به دانههای کوچک، ذرات ریز یا گرانول تبدیل کردن؛ خرد کردن به شکل دانه.
- Die Maschine zerkörnt das Plastik für das Recycling.دستگاه پلاستیک را برای بازیافت به صورت دانهدانه درمیآورد.
- Das Salz wurde zu feinen Körnern zerkörnt.نمک به دانههای ریز خرد شد.