فعل
چروک کردن، مچاله کردن
معانی و تعاریف zerkrumpeln:
- چیزی را (معمولاً کاغذ یا پارچه) به صورت نامنظم و فشرده مچاله یا چروک کردن (اغلب غیررسمی).
جملات نمونه برای zerkrumpeln:
„Nina stand da, gesenkten Blicks, die mehrseitige Rede in der Faust ''zerkrumpelt''.“
نینا با سر به زیر ایستاده بود، سخنرانی چند صفحهای در مشتش "مچاله شده" بود.
Er zerkrumpelte das Blatt Papier wütend.
او با عصبانیت برگه کاغذ را مچاله کرد.
Die alte Decke war ganz zerkrumpelt.
پتوی قدیمی کاملاً مچاله شده بود.