zerlegten

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈleːktn̩/
Wortzerlegung: zer·leg·ten
Deklinierte Form

تجزیه شده، جدا شده (حالت وصفی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کالبدشکافی کردن جسد برای اهداف پزشکی یا قضایی؛ تجزیه و تحلیل دقیق و موشکافانه یک موضوع، متن یا ساختار.

  • Der Gerichtsmediziner zerlegte die Leiche, um die Todesursache festzustellen.پزشک قانونی جسد را کالبدشکافی کرد تا علت مرگ را مشخص کند.
  • Der Philosoph zerlegte die komplexen Argumente seines Gegners in ihre Bestandteile.فیلسوف استدلال‌های پیچیده حریف خود را به اجزای آن تجزیه و تحلیل کرد.
2 Akkusativ

باز کردن کامل یک دستگاه یا شیء به قطعات کوچکتر؛ از هم گسیختن یا نابود کردن یک سیستم یا سازمان.

  • Der Ingenieur zerlegte die komplizierte Maschine, um den Fehler zu finden.مهندس دستگاه پیچیده را برای یافتن خطا از هم باز کرد.
  • Die interne Politik zerlegte die einst mächtige Partei von innen heraus.سیاست داخلی حزب قدرتمند سابق را از درون از هم گسیخت.