zerlegten
تجزیه شده، جدا شده (حالت وصفی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کالبدشکافی کردن جسد برای اهداف پزشکی یا قضایی؛ تجزیه و تحلیل دقیق و موشکافانه یک موضوع، متن یا ساختار.
- Der Gerichtsmediziner zerlegte die Leiche, um die Todesursache festzustellen.پزشک قانونی جسد را کالبدشکافی کرد تا علت مرگ را مشخص کند.
- Der Philosoph zerlegte die komplexen Argumente seines Gegners in ihre Bestandteile.فیلسوف استدلالهای پیچیده حریف خود را به اجزای آن تجزیه و تحلیل کرد.
2
Akkusativ
باز کردن کامل یک دستگاه یا شیء به قطعات کوچکتر؛ از هم گسیختن یا نابود کردن یک سیستم یا سازمان.
- Der Ingenieur zerlegte die komplizierte Maschine, um den Fehler zu finden.مهندس دستگاه پیچیده را برای یافتن خطا از هم باز کرد.
- Die interne Politik zerlegte die einst mächtige Partei von innen heraus.سیاست داخلی حزب قدرتمند سابق را از درون از هم گسیخت.