فعل
از بس خواندن کهنه شدن (کتاب)
معانی و تعاریف zerlesen:
- کتاب یا متنی را آنقدر خواندن که کهنه و فرسوده شود
جملات نمونه برای zerlesen:
Manche Bücher in der Bibliothek haben die Kinder schon vor 10 Jahren völlig ''zerlesen.''
بسیاری از کتابهای کتابخانه را بچهها ۱۰ سال پیش کاملاً از بس خوانده بودند که کهنه شده بودند.
Ich ''zerlese'' meine Bücher, bis sie auseinanderfallen!
من کتابهایم را آنقدر میخوانم تا از هم بپاشند!
Er hat das Buch regelrecht zerlesen.
او کتاب را واقعاً از بس خوانده که کهنه کرده است.