فعل
له کردن، پوره کردن
معانی و تعاریف zermanschen:
- چیزی نرم را له یا خرد کردن
- چیزی را با له کردن یا فشار خراب یا نابود کردن (مجازی/محاوره)
جملات نمونه برای zermanschen:
Voller Genuss ''zermanschte'' sie die Petersilienkartoffeln in der braunen Butter.
او با لذت فراوان سیبزمینیهای جعفری را در کره قهوهای "له کرد".
Das Baby bekam in Apfelmus ''zermanschte'' Banane.
به نوزاد موز "له شده" در پوره سیب داده شد.
Sie zermanschte die Kartoffeln für das Püree.
او سیبزمینیها را برای پوره له کرد.