zernarbt
پر از زخم، جای زخمدار، زخمی
Beispiele
- Im Krieg musste mein Opa durch einen Stacheldraht fliehen, deswegen ist sein Arm ''zernarbt.در جنگ پدربزرگم مجبور شد از سیم خاردار فرار کند، به همین دلیل بازویش پر از زخم است.
پر از زخم، جای زخمدار، زخمی