zerpulvern

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈpʊlvɐn/
Wortzerlegung: zer·pul·vern
فعل

پودر کردن، خرد کردن به صورت پودر

Beispiele

  • Die kleinen Erzstücken lassen sich leicht ''zerpulvern''.قطعات کوچک سنگ معدن به راحتی "پودر می‌شوند".

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را به پودر تبدیل کردن، خرد کردن.

  • Der Stein wurde zu feinem Staub zerpulvert.سنگ به گرد و غبار ریز تبدیل شد.
  • Man kann Gewürze in einem Mörser zerpulvern.می‌توان ادویه‌ها را در هاون پودر کرد.
2 Akkusativ

چیزی را به هدر دادن، نابود کردن (معمولاً پول یا منابع).

  • Er hat sein ganzes Erbe in kurzer Zeit zerpulvert.او تمام ارث خود را در مدت کوتاهی به هدر داد.
  • Die Firma zerpulvert ihre Ressourcen für unnötige Projekte.شرکت منابع خود را برای پروژه‌های غیرضروری هدر می‌دهد.