zerpulvern
پودر کردن، خرد کردن به صورت پودر
Beispiele
- Die kleinen Erzstücken lassen sich leicht ''zerpulvern''.قطعات کوچک سنگ معدن به راحتی "پودر میشوند".
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به پودر تبدیل کردن، خرد کردن.
- Der Stein wurde zu feinem Staub zerpulvert.سنگ به گرد و غبار ریز تبدیل شد.
- Man kann Gewürze in einem Mörser zerpulvern.میتوان ادویهها را در هاون پودر کرد.
2
Akkusativ
چیزی را به هدر دادن، نابود کردن (معمولاً پول یا منابع).
- Er hat sein ganzes Erbe in kurzer Zeit zerpulvert.او تمام ارث خود را در مدت کوتاهی به هدر داد.
- Die Firma zerpulvert ihre Ressourcen für unnötige Projekte.شرکت منابع خود را برای پروژههای غیرضروری هدر میدهد.