zerrinnen

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈʁɪnən/
Worttrennung: zer·rin·nen
فعل

ذوب شدن، آب شدن، از بین رفتن، محو شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ذوب شدن و از بین رفتن (معمولاً مایعات یا مواد جامد شبیه آن)؛ به تدریج ناپدید شدن یا محو گشتن (به صورت مجازی).

  • Das Eis in der Sonne zerrann.یخ در آفتاب آب شد.
  • Die Hoffnung auf eine schnelle Lösung zerrann mit jedem Tag.امید به یک راه‌حل سریع با هر روز محو می‌شد.