zerrannen
ذوب شدند
Bedeutungen
1
null
به معنای از دست دادن تدریجی و غیرقابل بازگشت چیزی ارزشمند مانند زمان، فرصت، یا جوانی؛ محو شدن یا ناپدید شدن چیزی که قبلاً وجود داشته است.
- Die kostbare Zeit des Sommers zerrann ihm zwischen den Fingern, ohne dass er sie wirklich genutzt hätte.زمان گرانبهای تابستان از دستش رفت، بدون آنکه او واقعاً از آن استفاده کرده باشد.
- Mit dem Fortschreiten der Krankheit zerrann seine Hoffnung auf Genesung allmählich.با پیشرفت بیماری، امید او به بهبودی به تدریج از دست رفت.