فعل
زیادهگویی کردن، با بحثهای بیهوده چیزی را خراب کردن
معانی و تعاریف zerreden:
- با صحبت کردن زیاد و طولانی، اهمیت یا جذابیت یک موضوع را از بین بردن.
جملات نمونه برای zerreden:
Bei uns in der Firma wird jeder Verbesserungsvorschlag ''zerredet'' und nie passiert etwas.
در شرکت ما هر پیشنهاد اصلاحی با زیادهگوییهای بیهوده خراب میشود و هیچوقت اتفاقی نمیافتد.
Koalition und Opposition, Bundestag und Bundesrat - alles ist blockiert, alles wird ''zerredet,'' nichts geht voran.
ائتلاف و اپوزیسیون، بوندستاگ و بوندسرات - همه چیز مسدود است، همه چیز با بحثهای بیهوده فرسوده میشود و هیچ چیز پیش نمیرود.
Sie haben die Idee zerredet, bis niemand mehr daran glaubte.
آنها آنقدر در مورد ایده صحبت کردند تا دیگر کسی به آن اعتقاد نداشت.