فعل
کشیدن (با زور)، به شدت کشیدن
معانی و تعاریف zerren:
- کشیدن، چنگ زدن (به زور)
- تقلا کردن، دست و پا زدن (برای رها شدن)
- (مجازی) به دادگاه کشاندن، به زور کشاندن
جملات نمونه برای zerren:
„Als etwa ein Studienfreund den betrunkenen Bräutigam unter die Dusche ''zerrt,'' um ihn auszunüchtern, kommt die Braut zufällig hinzu und gerät in Zweifel, ob ihr frischangetrauter Ehemann nicht doch schwul sei.“
وقتی یکی از دوستان دوران تحصیل، داماد مست را به زیر دوش میکشد تا هوشیار شود، عروس تصادفاً سر میرسد و به شک میافتد که نکند همسر تازهعقدکردهاش همجنسگرا باشد.
Er zerrte an der Tür.
او در را کشید.
Sie zerrte das Kind hinter sich her.
او بچه را به دنبال خود کشید.