فعل
ذوب شدن، آب شدن، از بین رفتن
معانی و تعاریف zerrinnen:
- (معمولاً مایعات یا چیزهای شبیه به آن) آب شدن و از بین رفتن؛ (مجازی) به تدریج ناپدید شدن یا محو گشتن.
جملات نمونه برای zerrinnen:
… und so trat am folgenden Tage früh Morgens die Sonne in vollem Glanze am azurnen Horizont hervor, und der Schnee ''zerrann'' im
... و بدین ترتیب روز بعد صبح زود خورشید با تمام شکوه در افق لاجوردی طلوع کرد و برف آب شد.
Der Schnee zerrinnt in der Sonne.
برف زیر نور خورشید آب میشود.
Die Zeit zerrinnt uns zwischen den Fingern.
زمان از بین انگشتان ما محو میشود (زمان را از دست میدهیم).