فعل
ریش ریش کردن، پاره کردن (با دست)
معانی و تعاریف zerrupfen:
- چیزی را با زور به قطعات کوچک کندن یا پاره کردن (مثلاً پر).
جملات نمونه برای zerrupfen:
Sie ''zerrupft'' das Moos, bevor sie es zum Trocknen auf die Fensterbank legt.
او قبل از اینکه خزه را برای خشک شدن روی طاقچه بگذارد، آن را ریش ریش میکند.
Der Vogel hat sein Nest zerrupft.
پرنده لانهاش را پارهپاره کرد.
Sie zerrupfte das alte Kissen, um die Füllung zu entfernen.
او بالش قدیمی را پاره کرد تا محتویاتش را خارج کند.