zersangen

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈzaŋən/
Wortzerlegung: zer·san·gen
Konjugierte Form

آواز خواندیم و خرد کردیم/شکستیم

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشاره به از دست دادن هماهنگی، انسجام یا کیفیت مطلوب در یک صدا، آهنگ یا اجرا، به طوری که ناهماهنگ یا ناخوشایند شود. همچنین می‌تواند به معنای خواندن بیش از حد یا با صدای بلند تا حدی که کیفیت صدا از بین برود، باشد.

  • Die Stimmen des Chores zersangen sich im Laufe des langen Konzerts.صداهای گروه کُر در طول کنسرت طولانی، ناهماهنگ شد.
  • Er hat seine Stimme so sehr beansprucht, dass sie am Ende des Abends völlig zersungen war.او آنقدر به صدای خود فشار آورد که در پایان شب صدایش کاملاً گرفته و ناهماهنگ شده بود.