zerschießen
با شلیک نابود کردن، سوراخ کردن، متلاشی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zerschießen)
با شلیک گلوله، چیزی را خرد کردن، متلاشی کردن، سوراخ کردن یا از بین بردن.
- Der Soldat hat versehentlich das Fenster zerschossen.سرباز به طور تصادفی پنجره را با شلیک گلوله سوراخ کرد.
- Die Polizei zerschoss die Reifen des flüchtenden Autos.پلیس لاستیکهای ماشین در حال فرار را با شلیک گلوله پنچر کرد.