zerschießen
با شلیک نابود کردن، سوراخ کردن؛ خراب کردن (با خطا)
Beispiele
- Um sich Zutritt zu verschaffen, haben sie die Glastür ''zerschossen''.برای ورود، آنها درب شیشهای را با شلیک نابود کردند.
- Am 12. März 1992 fuhr er mit seinem Chauffeur Richtung Palermo, als ein Gewehrschütze vom Rücksitz eines Motorrads aus die Reifen des Wagens ''zerschoss.در ۱۲ مارس ۱۹۹۲، او با رانندهاش به سمت پالرمو میرفت که یک تیرانداز از صندلی عقب موتورسیکلت لاستیکهای ماشین را سوراخ کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شلیک گلوله چیزی را خرد کردن، متلاشی کردن یا از بین بردن
- Die Soldaten zerschossen das feindliche Fahrzeug.سربازان خودروی دشمن را با شلیک گلوله متلاشی کردند.
- Er hat die Zielscheibe völlig zerschossen.او سیبل را کاملاً با شلیک گلوله نابود کرد.