zersetzten

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈzɛt͡stn̩/
Wortzerlegung: zer·setz·ten
Deklinierte Form

تجزیه کردند، فاسد کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

فرایند تجزیه مواد آلی یا شیمیایی به اجزای ساده‌تر تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی، شیمیایی یا فیزیکی (گذشته ساده).

  • Die Enzyme zersetzten die komplexen Proteine in Aminosäuren.آنزیم‌ها پروتئین‌های پیچیده را به اسیدهای آمینه تجزیه کردند.
  • Der Rost zersetzte das Eisen über die Jahre.زنگ‌زدگی آهن را در طول سال‌ها متلاشی کرد.
2 Akkusativ

تضعیف یا تخریب تدریجی یک سیستم، ساختار، یا روحیه از طریق اقدامات مخرب یا نفوذ عوامل خارجی (گذشته ساده).

  • Die internen Konflikte zersetzten die Einheit der Partei.اختلافات داخلی، وحدت حزب را از بین برد.
  • Seine ständigen Lügen zersetzten das Vertrauen seiner Kollegen.دروغ‌های مداوم او اعتماد همکارانش را متلاشی کرد.