zersetzten
تجزیه کردند، فاسد کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
فرایند تجزیه مواد آلی یا شیمیایی به اجزای سادهتر تحت تأثیر عوامل بیولوژیکی، شیمیایی یا فیزیکی (گذشته ساده).
- Die Enzyme zersetzten die komplexen Proteine in Aminosäuren.آنزیمها پروتئینهای پیچیده را به اسیدهای آمینه تجزیه کردند.
- Der Rost zersetzte das Eisen über die Jahre.زنگزدگی آهن را در طول سالها متلاشی کرد.
2
Akkusativ
تضعیف یا تخریب تدریجی یک سیستم، ساختار، یا روحیه از طریق اقدامات مخرب یا نفوذ عوامل خارجی (گذشته ساده).
- Die internen Konflikte zersetzten die Einheit der Partei.اختلافات داخلی، وحدت حزب را از بین برد.
- Seine ständigen Lügen zersetzten das Vertrauen seiner Kollegen.دروغهای مداوم او اعتماد همکارانش را متلاشی کرد.