zersiedeln
پراکنده کردن (ساخت و ساز)، تخریب (منظره)
Beispiele
- Darüber hinaus wird eine intensive Bebauung mit einer relativ hohen Wohndichte in den neuen Siedlungsgebieten empfohlen, um die Landschaft nicht weiter zu ''zersiedeln'' und statt dessen städtische, ‚urbane‘ Agglomerate zu schaffen.علاوه بر این، ساخت و ساز فشرده با تراکم نسبتاً بالای مسکن در مناطق مسکونی جدید توصیه میشود تا از پراکنده شدن بیشتر منظره جلوگیری شود و در عوض تودههای شهری ایجاد گردد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(منظرهای را) با پراکنده ساختن ساختمانها تخریب کردن، توسعه بیرویه و پراکنده شهری
- Die Landschaft wird durch neue Baugebiete zersiedelt.منظره با مناطق ساختمانی جدید به صورت پراکنده توسعه مییابد.
- Man muss die Zersiedelung der Landschaft verhindern.باید از پراکندگی و توسعه بیرویه در چشمانداز جلوگیری کرد.