zerstäuben
اسپری کردن، پودر کردن (مایع)
Beispiele
- Sie ''zerstäubt'' ihr schweres Parfum über die ganze Kleidung und ist daher immer von einer entsprechenden Duftwolke umgeben.او عطر سنگین خود را روی تمام لباسهایش اسپری میکند و به همین دلیل همیشه در هالهای از عطر قرار دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
چیزی را به ذرات بسیار ریز تبدیل کردن.
- Der Stein wurde zu feinem Staub zerstäubt.سنگ به غبار ریز پودر شد.
- Die Maschine kann feste Stoffe zerstäuben.این دستگاه میتواند مواد جامد را پودر کند.
2
Akkusativ (etwas)
مایعی را به صورت قطرات ریز در هوا پخش کردن.
- Das Parfüm wird fein zerstäubt.عطر به صورت ریز اسپری میشود.
- Ein Zerstäuber zerstäubt die Flüssigkeit.یک اسپریکننده مایع را میپاشد.