zerstört

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈʃtœʁt/
Worttrennung: zer·stört
صفت

تخریب شده، نابود شده، ویران شده

Bedeutungen

1

چیزی که به طور کامل نابود یا ویران شده است.

  • Die Stadt wurde im Krieg zerstört.شهر در جنگ ویران شد.
  • Das alte Gebäude ist jetzt zerstört.ساختمان قدیمی اکنون تخریب شده است.
  • Ein Erdbeben hat die Brücke zerstört.زلزله پل را نابود کرد.
2

چیزی که به شدت آسیب دیده و دیگر قابل استفاده نیست.

  • Der Computer ist durch den Wasserschaden zerstört.کامپیوتر به دلیل آسیب آب از کار افتاده است.
  • Seine Hoffnungen wurden zerstört.امیدهای او از بین رفت.
  • Das zerstörte Ökosystem erholt sich langsam.اکوسیستم تخریب شده به آرامی در حال بهبود است.