zerstört
تخریب شده، نابود شده، ویران شده
Bedeutungen
1
چیزی که به طور کامل نابود یا ویران شده است.
- Die Stadt wurde im Krieg zerstört.شهر در جنگ ویران شد.
- Das alte Gebäude ist jetzt zerstört.ساختمان قدیمی اکنون تخریب شده است.
- Ein Erdbeben hat die Brücke zerstört.زلزله پل را نابود کرد.
2
چیزی که به شدت آسیب دیده و دیگر قابل استفاده نیست.
- Der Computer ist durch den Wasserschaden zerstört.کامپیوتر به دلیل آسیب آب از کار افتاده است.
- Seine Hoffnungen wurden zerstört.امیدهای او از بین رفت.
- Das zerstörte Ökosystem erholt sich langsam.اکوسیستم تخریب شده به آرامی در حال بهبود است.