فعل
له کردن / کوبیدن
معانی و تعاریف zerstampfen:
- چیزی را با فشار له کردن یا کوبیدن، معمولاً برای تهیه غذا.
- چیزی را به طور کامل نابود کردن یا از بین بردن (مجازی).
جملات نمونه برای zerstampfen:
Für ein richtiges Pfeffersteak sollte man die ganzen Pfefferkörner im Mörser grob ''zerstampfen.''
برای یک استیک فلفلی درست، باید دانههای کامل فلفل را در هاون به طور درشت له کرد.
Für Kartoffelbrei kann man die gekochten Kartoffeln entweder ''zerstampfen'' oder durch eine Presse drücken.
برای پوره سیبزمینی میتوانید سیبزمینیهای پخته را یا له کنید یا از دستگاه پرس رد کنید.
Bei unserem Nachbarn ist ein Pferd ausgebrochen, es lief dann in unseren Garten und ''zerstampfte'' den ganzen Rasen und die Beete.
اسب همسایه ما فرار کرد، به باغ ما دوید و تمام چمنها و باغچهها را زیر پا له کرد.