zerstoben

Aussprache: /t͡sɛɐ̯ˈʃtoːbn̩/
Wortzerlegung: zer·sto·ben
Partizip II

متلاشی شده، پراکنده شده

Bedeutungen

1

پراکنده شدن به ذرات بسیار ریز و نامنظم، مانند گرد و غبار، خاکستر یا دود، در اثر یک نیروی ناگهانی یا انفجار. (این شکل کمتر رایج است و اغلب به عنوان شکل گذشته فعل 'zerstieben' در نظر گرفته می‌شود، اما می‌تواند به عنوان یک فعل مستقل نیز به کار رود.)

  • Die feine Erde zerstob, als der Wagen mit hoher Geschwindigkeit darüberfuhr.خاک نرم هنگام عبور ماشین با سرعت زیاد از روی آن پراکنده شد.
  • Der Nebel zerstob mit dem ersten Sonnenstrahl.مه با اولین پرتو خورشید پراکنده شد.