Deklinierte Form
تقسیم کردند، جدا کردند (فعل، حالت گذشته ساده)
معانی و تعاریف zerteilten:
- شکستن یا تقسیم کردن چیزی به قطعات متعدد و اغلب نامنظم، با استفاده از نیرو یا ابزار.
جملات نمونه برای zerteilten:
Der Sturm zerteilte das alte Schiff in seine Einzelteile.
طوفان کشتی قدیمی را به اجزای آن تقسیم کرد.
Mit einem scharfen Messer zerteilte sie den Kuchen in gleichmäßige Stücke.
او با چاقوی تیزی کیک را به قطعات مساوی تقسیم کرد.