zertifizieren
گواهینامه دادن، مدرک اعطا کردن، گواهی کردن
Beispiele
- Der Beamte ''zertifiziert'' die Fotokopie.کارمند کپی را «گواهی و برابر اصل میکند».
- Die Firma wurde nach ISO 9001 ''zertifiziert.این شرکت طبق استاندارد ISO 9001 «گواهینامه دریافت کرد» / استانداردسازی شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور رسمی چیزی را تأیید یا تصدیق کردن، گواهی دادن
- Das Unternehmen wurde nach ISO 9001 zertifiziert.شرکت بر اساس ISO 9001 گواهی گرفت.
- Der Notar zertifiziert die Echtheit der Unterschrift.دفتر اسناد رسمی اصالت امضا را تأیید میکند.
2
Akkusativ
برای چیزی گواهینامه صادر کردن
- Diese Prüfung zertifiziert Ihre Sprachkenntnisse.این آزمون دانش زبانی شما را تأیید میکند.
- Das Institut zertifiziert Produkte auf ihre Qualität.این موسسه محصولات را از نظر کیفیت تأیید میکند.