zertifizieren

Aussprache: /t͡sɛɐ̯tɪfiˈt͡siːʁən/
Wortzerlegung: zer·ti·fi·zie·ren
فعل

گواهینامه دادن، مدرک اعطا کردن، گواهی کردن

Beispiele

  • Der Beamte ''zertifiziert'' die Fotokopie.کارمند کپی را «گواهی و برابر اصل می‌کند».
  • Die Firma wurde nach ISO 9001 ''zertifiziert.این شرکت طبق استاندارد ISO 9001 «گواهینامه دریافت کرد» / استانداردسازی شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور رسمی چیزی را تأیید یا تصدیق کردن، گواهی دادن

  • Das Unternehmen wurde nach ISO 9001 zertifiziert.شرکت بر اساس ISO 9001 گواهی گرفت.
  • Der Notar zertifiziert die Echtheit der Unterschrift.دفتر اسناد رسمی اصالت امضا را تأیید می‌کند.
2 Akkusativ

برای چیزی گواهینامه صادر کردن

  • Diese Prüfung zertifiziert Ihre Sprachkenntnisse.این آزمون دانش زبانی شما را تأیید می‌کند.
  • Das Institut zertifiziert Produkte auf ihre Qualität.این موسسه محصولات را از نظر کیفیت تأیید می‌کند.