zertrennen
جدا کردن، پاره کردن، بریدن
Beispiele
- Die stärksten Winkelschleifer … ''zertrennen'' dicke Stahlträger, Pfosten aus Beton und massiven Stein.قویترین دستگاههای برش زاویهای... تیرهای فولادی ضخیم، ستونهای بتنی و سنگهای عظیم را جدا میکنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به دو یا چند قسمت تقسیم کردن، اغلب به زور یا به طور قطعی.
- Sie zertrennte das Band mit einer Schere.او نوار را با قیچی جدا کرد.
- Die Freundschaft wurde durch einen Streit zertrennt.دوستی با یک دعوا از هم گسسته شد.
2
Akkusativ
یک ارتباط یا رابطه را قطع کردن یا از بین بردن.
- Politische Differenzen können Völker zertrennen.اختلافات سیاسی میتوانند ملتها را از هم جدا کنند.
- Manchmal muss man alte Gewohnheiten zertrennen.گاهی اوقات باید عادتهای قدیمی را کنار گذاشت.