zetern
غرغر کردن، داد و بیداد کردن، ناسزا گفتن
Beispiele
- Auf die Bitte des Reporters um eine Stellungnahme fing er bereits an zu ''zetern.در پاسخ به درخواست خبرنگار برای اظهار نظر، او شروع به غرغر کردن کرد.
Bedeutungen
1
(über + Akkusativ)
با صدای بلند شکایت کردن، غرغر کردن، داد و فریاد کردن
- Sie zeterte über die Ungerechtigkeit.او از بیعدالتی غرغر میکرد.
- Die Kinder zetern, wenn sie nicht bekommen, was sie wollen.بچهها وقتی چیزی را که میخواهند به دست نمیآورند، داد و فریاد میکنند.