der Zeuge
شاهد، گواه
Beispiele
- Vor gut hundert ''Zeugen'' zauberte er ein Kaninchen aus dem Hut.در حضور بیش از صد شاهد، او یک خرگوش را از کلاه بیرون آورد.
- Haben Sie ''Zeugen,'' die diese Aussage bestätigen können?آیا شاهدی دارید که بتواند این اظهارات را تأیید کند؟
- Der Richter glaubt dem ''Zeugen.قاضی حرف شاهد را باور میکند.
- Da es keinen ''Zeugen'' gab, wurden die Worte des Kapitäns Wahrheit.از آنجا که هیچ شاهدی وجود نداشت، حرفهای کاپیتان به حقیقت تبدیل شد.