zeugten
آنها شهادت دادند/آوردند (گذشته)
Bedeutungen
1
von + Dativ
به طور رسمی یا قانونی در دادگاه یا نزد مقامات، شهادت یا گواهی دادن در مورد وقایع یا حقایق.
- Mehrere Augenzeugen zeugten gegen den Angeklagten.چندین شاهد عینی علیه متهم شهادت دادند.
- Die historischen Dokumente zeugen von einer längst vergangenen Epoche.اسناد تاریخی گواهی بر دورانی فراموش شده هستند.
2
von + Dativ
نشان دادن، اثبات کردن یا دلالت کردن بر چیزی؛ به وجود آوردن یا خلق کردن (اغلب به صورت مجازی یا در معنای وسیع).
- Sein Verhalten zeugte von großer Besonnenheit in der Krise.رفتار او نشاندهنده خردمندی فراوان در بحران بود.
- Die archäologischen Funde zeugen von einer hochentwickelten Zivilisation.کشفهای باستانشناسی دلالت بر تمدنی پیشرفته دارند.