zeuseln
با آتش بازی کردن، با بیاحتیاطی با آتش ور رفتن؛ کسی را (به اقدامی یا واکنشی بیفکرانه) تحریک کردن، برانگیختن
Bedeutungen
1
Intransitiv (با 'es')
نمنم باریدن (باران بسیار سبک و ملایم، عمدتاً در گویشهای جنوبی آلمان و اتریش)
- Es zeuselt schon den ganzen Morgen leicht.تمام صبح دارد نمنم باران میبارد.
- Wenn es nur zeuselt, kann man trotzdem spazieren gehen.اگر فقط نمنم باران ببارد، باز هم میتوان قدم زد.
2
Intransitiv
آهسته زمزمه کردن یا زیر لب غرغر کردن (بسیار نادر و گویشی)
- Sie zeuselte leise vor sich hin, als sie arbeitete.او در حین کار آهسته زیر لب زمزمه میکرد.
- Man hörte ihn nur leise zeuseln, aber verstand kein Wort.فقط صدای زمزمه آهسته او شنیده میشد، اما هیچ کلمهای فهمیده نمیشد.