zeuseln

Aussprache: /ˈt͡sɔɪ̯zl̩n/
Wortzerlegung: zeu·seln
فعل

با آتش بازی کردن، با بی‌احتیاطی با آتش ور رفتن؛ کسی را (به اقدامی یا واکنشی بی‌فکرانه) تحریک کردن، برانگیختن

Bedeutungen

1 Intransitiv (با 'es')

نم‌نم باریدن (باران بسیار سبک و ملایم، عمدتاً در گویش‌های جنوبی آلمان و اتریش)

  • Es zeuselt schon den ganzen Morgen leicht.تمام صبح دارد نم‌نم باران می‌بارد.
  • Wenn es nur zeuselt, kann man trotzdem spazieren gehen.اگر فقط نم‌نم باران ببارد، باز هم می‌توان قدم زد.
2 Intransitiv

آهسته زمزمه کردن یا زیر لب غرغر کردن (بسیار نادر و گویشی)

  • Sie zeuselte leise vor sich hin, als sie arbeitete.او در حین کار آهسته زیر لب زمزمه می‌کرد.
  • Man hörte ihn nur leise zeuseln, aber verstand kein Wort.فقط صدای زمزمه آهسته او شنیده می‌شد، اما هیچ کلمه‌ای فهمیده نمی‌شد.