zichtigen
متهم کردن، سرزنش کردن
Beispiele
- Man ''zichtigte'' sie der Untreue gegenüber der Königsfamilie.او را به بیوفایی نسبت به خانواده سلطنتی متهم کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به دلیل رفتار نادرست تنبیه یا مجازات کردن، سرزنش کردن (معنای بسیار قدیمی و رسمی).
- Der Lehrer zichtigte den Schüler für sein ungebührliches Verhalten.معلم دانشآموز را به خاطر رفتار ناشایستش تنبیه کرد.
- Man zichtigte ihn öffentlich, um ein Exempel zu statuieren.او را علناً مجازات کردند تا عبرتی برای دیگران باشد.