zickig
لجباز، بهانهگیر، ایرادگیر، قهرقرو
Beispiele
- Meine Frau kann manchmal ein wenig ''zickig'' sein.همسر من گاهی اوقات میتواند کمی لجباز باشد.
- Auch Kerle sind manchmal ganz schön ''zickig.مردها هم گاهی اوقات خیلی بهانهگیر میشوند.
- Manchmal kann sie sehr ''zickig'' sein.گاهی اوقات او میتواند بسیار لجباز باشد.