zickzackförmig
زیگزاگمانند
Bedeutungen
1
دارای شکلی شبیه به خطوط شکسته یا زیگزاگ؛ با زاویههای متناوب.
- Der Fluss schlängelte sich zickzackförmig durch das Tal.رودخانه به صورت زیگزاگمانند در دره پیچ و تاب میخورد.
- Die Straße war zickzackförmig und führte steil bergauf.جاده زیگزاگمانند بود و به شدت به سمت بالا میرفت.
- Er nähte einen zickzackförmigen Stich, um den Stoff zu sichern.او برای محکم کردن پارچه، یک دوخت زیگزاگمانند زد.