ziegelgroß

Aussprache: /ˈtsiːɡl̩ˌɡʁoːs/
Worttrennung: zie·gel·groß
صفت

به اندازه آجر

Bedeutungen

1

اندازه‌ای مشابه یا برابر با اندازه یک آجر معمولی.

  • Die Kinder spielten mit einem Ball, der fast ziegelgroß war.بچه‌ها با توپی بازی می‌کردند که تقریباً به اندازه آجر بود.
  • Er fand einen Stein, der ziegelgroß war, und nahm ihn als Souvenir mit.او سنگی به اندازه آجر پیدا کرد و آن را به عنوان سوغاتی با خود برد.
  • Die neue Skulptur hatte mehrere Elemente, die ziegelgroß waren.مجسمه جدید چندین عنصر داشت که به اندازه آجر بودند.