ziegenartig
بزغالهمانند، شبیه بز
Bedeutungen
1
دارای شباهت به بز یا بزغاله در ظاهر، صدا یا رفتار؛ گاهی به معنی لجباز یا سرکش.
- Das kleine Kind machte ziegenartige Laute.بچه کوچک صداهای بزغالهمانند در میآورد.
- Der Bergziegenbock hatte ein ziegenartiges, stolzes Aussehen.بز کوهی نر ظاهری بز مانند و مغرور داشت.
- Ihre ziegenartige Sturheit machte die Verhandlung schwierig.لجبازی بزگونه او مذاکره را دشوار کرد.