aufziehen

Aussprache: /ˈaʊ̯fˌtsiːən/
Worttrennung: auf·zie·hen
فعل

بزرگ کردن، کوک کردن، بالا کشیدن، دست انداختن، نزدیک شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)

فرزند، کودک یا حیوان را بزرگ کردن و پرورش دادن.

  • Sie hat ihre Kinder allein aufgezogen.او فرزندانش را تنها بزرگ کرد.
  • Der Bauer zieht viele Kälber auf.کشاورز گوساله‌های زیادی را پرورش می‌دهد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)

کوک کردن (ساعت، اسباب‌بازی فنری).

  • Bitte ziehe die Uhr auf, sie ist stehen geblieben.لطفاً ساعت را کوک کن، ایستاده است.
  • Der alte Spielzeugbär muss aufgezogen werden.عروسک خرسی قدیمی باید کوک شود.
3 Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)

چیزی را بالا کشیدن یا باز کردن (مانند پرده، پرچم یا کشو).

  • Er zog die Jalousien auf, um mehr Licht hereinzulassen.او کرکره‌ها را بالا کشید تا نور بیشتری وارد شود.
  • Kannst du bitte die Schublade aufziehen?می‌توانی لطفاً کشو را باز کنی؟
4 Akkusativ (wegen + Dativ)

کسی را دست انداختن و مسخره کردن.

  • Sie haben ihn wegen seiner neuen Brille aufgezogen.آنها او را به خاطر عینک جدیدش دست انداختند.
  • Hör auf, mich aufzuziehen!بس کن، مرا مسخره نکن!
5 intransitiv (mit sein im Perfekt)

جمع شدن، نزدیک شدن و شکل گرفتن (مانند طوفان، ابر یا خطر - با فعل کمکی sein).

  • Am Horizont zog ein Gewitter auf.در افق طوفانی در حال شکل‌گیری بود.
  • Eine dunkle Wolke hat sich aufgezogen.یک ابر تیره جمع شده بود.
6 Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)

رویداد، برنامه‌ای یا کاری را سازماندهی و راه‌اندازی کردن.

  • Die Organisation zieht eine große Konferenz auf.این سازمان در حال راه‌اندازی یک کنفرانس بزرگ است.
  • Er hat eine neue Geschäftsidee aufgezogen.او یک ایده تجاری جدید را راه‌اندازی کرده بود.