herziehen
نقل مکان کردن به اینجا، بدگویی کردن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ (über jemanden / etwas herziehen)
پشت سر کسی حرف زدن، بدگویی کردن، یا به شدت انتقاد نمودن از کسی یا چیزی.
- Hör auf, schlecht über deine Kollegen herzuziehen!بس کن، پشت سر همکارانت بدگویی نکن!
- Die Nachbarn ziehen ständig über die neue Familie her.همسایهها مدام از خانواده جدید بدگویی میکنند.
2
intransitiv (hierher / nach + Dativ)
به این مکان (جایی که گوینده حضور دارد یا به آن اشاره میکند) نقل مکان کردن یا آمدن.
- Meine Eltern sind letztes Jahr von Berlin nach München hergezogen.والدین من سال گذشته از برلین به مونیخ نقل مکان کردند.
- Viele junge Leute ziehen wegen der Arbeit in die Großstädte her.بسیاری از جوانان به خاطر کار به شهرهای بزرگ میآیند.
3
Akkusativ (jemanden / etwas herziehen)
چیزی را به این سمت یا به اینجا کشیدن یا آوردن.
- Er zog den schweren Koffer hinter sich her.او چمدان سنگین را پشت سر خود میکشید.
- Kannst du bitte die Stühle näher herziehen?میتوانی لطفاً صندلیها را نزدیکتر بکشی؟