nachziehen
دنبال کسی نقل مکان کردن، سفت کردن، پررنگ کردن، تقلید کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (jemandem nachziehen)
به دنبال کسی (که قبلاً رفته) به مکان جدیدی مهاجرت کردن یا نقل مکان کردن.
- Nach dem Studium zog sie ihren Eltern nach Berlin nach.پس از تحصیل، او به دنبال والدینش به برلین نقل مکان کرد.
- Viele seiner Freunde waren schon weggezogen, und er zog ihnen nach.بسیاری از دوستانش قبلاً رفته بودند و او به دنبال آنها رفت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas nachziehen)
پیچ، مهره، یا طنابی را مجدداً محکم و سفت کردن.
- Bitte ziehen Sie die Schrauben nach, damit nichts wackelt.لطفاً پیچها را دوباره سفت کنید تا چیزی تکان نخورد.
- Der Mechaniker zog die Kette des Fahrrads nach.مکانیک زنجیر دوچرخه را سفت کرد.
3
Akkusativ (jemanden / etwas nachziehen)
خط، ابرو، یا طرحی را دوباره رسم کردن یا پررنگ نمودن.
- Sie zog ihre Augenbrauen nach, um sie definierter erscheinen zu lassen.او ابروهایش را دوباره کشید تا مشخصتر به نظر برسند.
- Der Künstler zog die Konturen des Bildes mit einem dunkleren Stift nach.هنرمند خطوط اصلی نقاشی را با مداد تیرهتری دوباره کشید.
4
intransitiv (بدون مفعول)
اقدام بقیه را تقلید کردن یا قیمت/سطح خود را به رقیب رساندن؛ دنبال کردن.
- Nachdem die Konkurrenz die Preise gesenkt hatte, mussten wir nachziehen.پس از اینکه رقبا قیمتها را کاهش دادند، ما مجبور شدیم دنبال کنیم (قیمتها را پایین بیاوریم).
- Er hat seine Leistung nicht nachgezogen.او نتوانست عملکردش را ادامه دهد (به سطح قبلی برساند).