aufziehen
بزرگ کردن، کوک کردن، بالا کشیدن، دست انداختن، نزدیک شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)
فرزند، کودک یا حیوان را بزرگ کردن و پرورش دادن.
- Sie hat ihre Kinder allein aufgezogen.او فرزندانش را تنها بزرگ کرد.
- Der Bauer zieht viele Kälber auf.کشاورز گوسالههای زیادی را پرورش میدهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)
کوک کردن (ساعت، اسباببازی فنری).
- Bitte ziehe die Uhr auf, sie ist stehen geblieben.لطفاً ساعت را کوک کن، ایستاده است.
- Der alte Spielzeugbär muss aufgezogen werden.عروسک خرسی قدیمی باید کوک شود.
3
Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)
چیزی را بالا کشیدن یا باز کردن (مانند پرده، پرچم یا کشو).
- Er zog die Jalousien auf, um mehr Licht hereinzulassen.او کرکرهها را بالا کشید تا نور بیشتری وارد شود.
- Kannst du bitte die Schublade aufziehen?میتوانی لطفاً کشو را باز کنی؟
4
Akkusativ (wegen + Dativ)
کسی را دست انداختن و مسخره کردن.
- Sie haben ihn wegen seiner neuen Brille aufgezogen.آنها او را به خاطر عینک جدیدش دست انداختند.
- Hör auf, mich aufzuziehen!بس کن، مرا مسخره نکن!
5
intransitiv (mit sein im Perfekt)
جمع شدن، نزدیک شدن و شکل گرفتن (مانند طوفان، ابر یا خطر - با فعل کمکی sein).
- Am Horizont zog ein Gewitter auf.در افق طوفانی در حال شکلگیری بود.
- Eine dunkle Wolke hat sich aufgezogen.یک ابر تیره جمع شده بود.
6
Akkusativ (jemanden / etwas aufziehen)
رویداد، برنامهای یا کاری را سازماندهی و راهاندازی کردن.
- Die Organisation zieht eine große Konferenz auf.این سازمان در حال راهاندازی یک کنفرانس بزرگ است.
- Er hat eine neue Geschäftsidee aufgezogen.او یک ایده تجاری جدید را راهاندازی کرده بود.