hinunterziehen
به سمت پایین کشیدن، (مجازی) دلسرد/غرق کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas hinunterziehen)
چیزی را فیزیکی به سمت پایین کشیدن (مانند کرکره یا دامن).
- Er zog die Jalousien hinunter.او کرکرهها را به پایین کشید.
- Sie zog ihren Rock hinunter, um ihn zu schützen.او دامن خود را پایین کشید تا آن را محافظت کند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas hinunterziehen)
کسی را روحی یا اجتماعی به ورطه نابودی و غم کشاندن.
- Seine schlechte Laune zog alle anderen auch hinunter.حال بد او همه دیگران را نیز دلسرد کرد.
- Die Wirtschaftskrise zog viele Unternehmen hinunter.بحران اقتصادی بسیاری از شرکتها را به ورطه نابودی کشاند.