ziehen

Aussprache: /ˈtsiːən/
Wortzerlegung: zie·hen
فعل

کشیدن، حرکت کردن، نقل مکان کردن، پرورش دادن، کشیدن (قرعه/کارت)

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی یا کسی را به سمت خود یا در امتداد سطحی کشیدن.

  • Er zieht den Wagen.او گاری را می‌کشد.
  • Zieh bitte die Tür zu!لطفاً در را ببند (بکش)!
2 intransitiv (nach / in + Akkusativ)

نقل مکان کردن، به جای جدیدی رفتن یا مهاجرت کردن.

  • Wir sind letztes Jahr nach Berlin gezogen.ما سال گذشته به برلین نقل مکان کردیم.
  • Die Familie ist in eine neue Wohnung gezogen.خانواده به یک آپارتمان جدید نقل مکان کردند.
3 intransitiv

حرکت کردن یا کوچ کردن (بدون مفعول، مانند ابرها، پرندگان یا شاه در شطرنج).

  • Die Wolken ziehen schnell über den Himmel.ابرها به سرعت در آسمان حرکت می‌کنند.
  • Die Zugvögel ziehen im Herbst nach Süden.پرندگان مهاجر در پاییز به سمت جنوب کوچ می‌کنند.
4 Akkusativ

چیزی را بیرون کشیدن (مانند کارت، بلیت یا قرعه).

  • Er zog eine Karte aus dem Stapel.او یک کارت از دسته بیرون کشید.
  • Ich habe das große Los gezogen!من قرعه بزرگ (جایزه اصلی) را بردم!
5 Akkusativ

گیاه، سبزیجات یا حیوانات را پرورش دادن و بزرگ کردن.

  • Sie zieht Gemüse im Garten.او در باغ سبزیجات پرورش می‌دهد.
  • Wir ziehen unsere eigenen Kräuter.ما گیاهان معطر خودمان را پرورش می‌دهیم.
6 Akkusativ

چیزی را کشیدن یا رسم کردن (مانند خط یا مرز).

  • Er zog eine Linie auf das Papier.او خطی روی کاغذ کشید.
  • Wir müssen eine klare Grenze ziehen.ما باید مرز مشخصی تعیین کنیم (بکشیم).
7 Akkusativ

جذب کردن یا به خود جلب کردن (توجه، نگاه یا مشتری).

  • Die Ausstellung zieht viele Besucher an.نمایشگاه بازدیدکنندگان زیادی را جذب می‌کند.
  • Seine Geschichte zog alle in ihren Bann.داستان او همه را مجذوب خود کرد.
8 intransitiv

دم کشیدن (چای، دمنوش) یا نفوذ کردن/اثر کردن.

  • Lass den Tee noch fünf Minuten ziehen.بگذار چای پنج دقیقه دیگر دم بکشد.
  • Die Gewürze müssen in der Soße gut ziehen.ادویه‌ها باید خوب به خوردِ سس بروند.