hinterherziehen

Aussprache: /ˈhɪntɐheːɐ̯ˌt͡siːən/
Worttrennung: hin·ter·her·zie·hen
فعل

دنبال خود کشیدن، عقب ماندن، دنبال کسی نقل مکان کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (+ hinter sich)

یک جسم سنگین مانند چمدان را روی زمین به دنبال خود کشیدن.

  • Er zog seinen schweren Koffer hinter sich her.او چمدان سنگینش را دنبال خود می‌کشید.
  • Die Kinder zogen ihre Spielsachen hinter sich her.بچه‌ها اسباب‌بازی‌هایشان را دنبال خود می‌کشیدند.
2 intransitiv (jemandem hinterherziehen)

اسباب‌کشی کردن و نقل مکان کردن به مکانی که فرد دیگری قبلاً به آنجا رفته است.

  • Nach ihrem Mann zog sie in die neue Stadt hinterher.او پس از شوهرش به شهر جدید نقل مکان کرد.
  • Die Kinder zogen ihren Eltern in die neue Wohnung hinterher.بچه‌ها پس از والدینشان به آپارتمان جدید نقل مکان کردند.
3 intransitiv (بدون مفعول)

از نظر پیشرفت شغلی، سطح زندگی یا رشد، از دیگران عقب ماندن.

  • In seiner Karriere zog er den anderen hinterher.در شغلش، او از دیگران عقب ماند.
  • Die wirtschaftliche Entwicklung zog hinter den Erwartungen hinterher.توسعه اقتصادی از انتظارات عقب ماند.